ابن أبي الدنيا ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
45
مقتل الإمام أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( فارسي )
( 1 ) و چون على عليه السّلام بر در كوچك خانه رسيد به آن دو فرمود بر جاى خود باشيد ، و چون درون مسجد درآمد ابن ملجم بر او تاخت و شمشيرش زد ، ام كلثوم دختر على عليه السّلام از خانه بيرون آمد و چنين مىگفت چه اندوهها كه به هنگام نماز بامداد بر من رسيد ، شوهرم امير المؤمنين - يعنى عمر بن خطاب - در نماز بامداد كشته شد و پدرم نيز در نماز صبح كشته شد . « 1 »
--> چاپ نجف و ص 114 ج 6 شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد چاپ محمد ابو الفضل ابراهيم ، مصر با تفاوت اندكى در دو كلمه از كلمات آمده است كه مىتوان به آنجا مراجعه كرد - م . ( 1 ) . اين حديث را حافظ ابن عساكر با سند خود از ابن ابى الدنيا به شماره 1415 ضمن شرح حال حضرت امير المؤمنين در ص 358 ج 3 تاريخ دمشق آورده است و سند او چنين است « على بن فاطمه عترى گويد اصبغ حنظلى براى من چنين روايت كرد » . باعونى همين حديث را از ابن ابى الدنيا در باب 57 كتاب جواهر المطالب ، برگ 96 الف با اين اسناد آورده است ، كه ابن ابى الدنيا مىگويد پدر بزرگم از عبد اللّه بن يونس از اصبغ حنظلى چنين روايت مىكرد . . . آنچه در خور توجه است ضعيف بودن اين حديث به ويژه بخش پايانى آن است كه نمىتوان به آن اعتماد كرد ، ممكن است آن بخش را يونس بن بكير افزوده باشد كه پيرو مرجئة و از چاكران حكومت بوده و برخى او را زنديق دانستهاند و اين موضوع در شرح حال او در ص 435 ج 11 تهذيب التهذيب ديده مىشود . وانگهى على بن ابى فاطمه و شيخى كه در سلسله اسناد اين حديث آمدهاند ناشناختهاند ، و نيز كسى را نيافتهايم كه عبد اللّه پسر يونس بن بكير را موثق بشمرد ، ضمن شرح حال پدرش همين اندازه نوشته شده كه از راويان پدر خود بوده و اين مقدمه براى موثق بودن او كافى نيست . اگر فرض شود كه منظور از شيخى كه ابن ابى فاطمه از او روايت كرده اصبغ بن نباته باشد چون خود اهل سنت او را رافضى و كينهتوز به پيشوايان خود مىدانند حديث ضعيف و غير قابل قبول است .